سه‌شنبه ۶ اکتبر ۲۰۰۹

سرزمین من

بیگانه وار در زادگاه خویش فرود آمدم، سلام ای صداهای همیشه آشنا! سلام ای بوهای همیشه در مشام! سلام ای باروت های هنوز منفجر ناشده! این بار واپسین خبر، انتشار گزارشگری در هوا بود به جای گزارشی و بدل شدن زنده های دیگری به مرده های دیگر. به قتلگاه هایی نظر می دوزم، به خیابان هایی مغموم که انتحاری ها و قربانیان شان در آن قدم می زنند. خیابان های پایتخت: با دختران سیه پوش اما خندانش که هر کدام گورستانی کوچک اند. در کجای این شهر آزادی را خواهم یافت؟ در کجای این شهر تو را خواهم یافت؟ ای آرمان نهفته در کلام! که زینه های سعود بودی! در کجای این شهر بیابم کسی را که فرودستان بعد از خویش را قربانی فراموشکاری های خویش نمی خواهد؟ در نابودی کوشیدیم تا از نابودن نجات یافته باشیم. ای آزادی!

1 نظرات:

رفیعی گفت...

سلام
کرم نما وفرود آن که خانه خانه ی توست

ارسال يک نظر